مرتضى راوندى

321

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )

مترقى بودند ، نمايندگان « انحطاط » ، اين عقايد را به شكلها و تركيبهاى گوناگون بيان مىكردند ، سمبوليستهاى منحط ، واقعيّت را نفى ، و اعلام مىكردند ، كه هدف هنر تجسّم زندگى پس از مرگ است و غالبا مضمون را فداى شكل مىكردند ، قواعد دستورى زبان را ناديده مىگرفتند ، گرايشهاى فوتوريسم ، كوبيسم و مانند اينها كه مجموعهء درهم‌برهمى از خط و رنگهاست ، براى نماياندن شكلها و انديشه‌هاى هنرى به كار مىگرفتند . . . نوميدى ، بىاعتقادى به قدرت و توانايى انسان و تحقير مردم از ويژگيهاى هنرمندان منحط بود ، بر خلاف رئاليستهاى سدهء نوزدهم كه هدفى روشن و ايمانى محكم به انسان داشتند ، بسيارى از گرايشها كه در ادبيّات و هنرهاى پايان سدهء نوزدهم و آغاز سدهء بيستم پديد آمد ، نشان دهندهء تكامل و بسط هنرها نبود ، بلكه حكايت از نوسانات ، جستجوها ، كنكاشهاى زندگى معنوى جامعه ، در آن زمان مىنمود . اما همه نمايندگان هنر منحط ، نتوانستند از رنجها و فقر مادى و معنوى مردم بر كنار بمانند و از همين‌جاست كه گاهگاهى در آثار برخى از آنها نيز بازتاب اين رنجها و تنگدستيها ديده مىشود . جرايد و مطبوعات در جريان بحران عمومى سرمايه‌دارى بىطرف نبودند : در جريان جنگ اول جهانى و ظهور انقلاب اكتبر و نيز در جريان تقويت و رشد فاشيسم و نازيسم در آلمان و ايتاليا و ژاپن براى مبارزه با كمونيسم ، و حمله بر اتّحاد جماهير شوروى ، مطبوعات شرق و غرب و رسانه‌هاى گروهى دنياى سرمايه‌دارى مخصوصا راديوها ، نقش اساسى و مهمى در راه تبليغ آراء و نظريات سياسى خود به‌كار مىبردند . » « 1 » اگر فاشيستها ، از تفوق نژادى و پيروزى قطعى خود ، و زوال دموكراسى و سوسياليسم سخن مىگفتند و مردم آلمان و ايتاليا و ژاپن را با تعليمات غلط و ارتجاعى خود براى تسخير جهان آماده مىكردند ، در مقابل معتقدان به آزادى و هواخواهان دموكراسى و سوسياليسم ، از راه جرايد و مطبوعات و به يارى كتب و رسانه‌هاى گروهى ، مخصوصا با استفاده از مطبوعات و راديو ، بطلان آراء و نظريات ارتجاعى فاشيستها را به جهانيان اعلام مىكردند . توسعه و رشد وسايل خبرى « در زمينهء رسانيدن اخبار و اطلاعات ، ترقيّات فنى ، نتايج سياسى بسيار مهمى به بار آورد . اختراع فن چاپ يكى از عوامل اساسى احياى علوم و هنرها در دوران « رنسانس » و

--> ( 1 ) . نقل و تلخيص از كتاب الكساندر اريانوف و ديگران تاريخ عصر جديد ، ترجمه فرامرزى ، از ص 334 به بعد ( با اضافه كردن پاره‌يى مطالب از منابع ديگر . )